امیر حسین در غروب آفتاب زیبا کنار ( تیر92 )
زائرکوچولوی امام رضا ( آبان 92 )
سه شنبه 7/8/92 ساعت 4 صبح من و شما و بابا جون به سمت مشهد راه افتادیم ( به خاطر وسائل زیادی که برای شما لازم داشتیم با ماشین خودمون رفتیم) یه جایی بین راه برای صبحانه توقف کردیم. چون تا اون لحظه تو ماشین خواب بودی وقتی بیدار شدی و دیدی داریم صبحانه میخوریم کلی ذوق کردی و نون بربری رو درسته گاز ومیزدی! بعد از صبحانه هم کلی تاب بازی کردی و دوباره به سفر مارکوپولویی مون ادامه دادیم..... ساعت 4 بعد از ظهر رسیدیم هتل ، بعد از تحویل گرفتن اتاقمون رفتیم حرم امام رضا و عرض ادبی به آقا کردیم و برای شام برگشتیم هتل...... روز دوم رفتیم یه دل سیر حرم و زیارت کردیم و از اون...
نویسنده :
مامان
11:23
امیر حسین در تاسوعای سال 92
امیر حسین در تاسوعای سال 91
جشن تولد یکسالگی امیر حسین
خدایا شکرت ،پسرم یکساله شد . یکسال پر از هیجان و عشق . یکسال پر از شادی و خوبی و یکسال پر از خاطراتی که برای همیشه توی دفتر دلمون ثبت میکنیم . سال 91 بهترین سالی بود که توی زندگی ما رقم خورد . توی روزای آخر تابستون، یه فرشته کوچولو اومد و صفای خونه ماروصد برابر کرد . و من مادر شدم! مادر شدن حس عجیبی بود. احساسی که انگار دو نفر به خاطر هم زنده هستند .احساسی که هنوز باورش واسم سخته! اینقدر سریع گذشت که اصلا" نفهمیدم تو کی یکساله شدی ! هنوز طعم نوزادیت رو اونجور که باید و شاید نچشیدم ! حالا دیگه هیچ شباهتی به اون کوچولوی تازه به دنیا اومده نداری . اون موقع حتی نمیتونستی درست و حسابی چشمهاتو باز کنی! ولی حالا داری تمرین را...
نویسنده :
مامان
13:03
خاطرات تصویری از باغ وحش پارک ارم در تاریخ 26/7/92
جمعه 26 مهر 3 تایی ( من و بابا و شما) رفتیم باغ وحش پارک ارم تا از نزدیک با حیوونا آشنا بشی و لذت ببری ، اونقدر ذوق کرده بودی که فقط میخندیدی. از شدت هیجان به قفس ها می چسبیدی ، میخواستی بری داخل و با حیوونا بازی کنی ... جای همتون خالی بود خیلی خوش گذشت.... برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید. ...
نویسنده :
مامان
15:09
توانایی های امیرحسین
گل پسرم دیگه بزرگ شدی ، برای خودت مردی شدی، دیگه سرگرم شدن با اسباب بازیات و یاد گرفتی ، البته بعد از زمان کوتاهی خسته میشی و دستاتو باز میکنی یعنی بغلم کنید...... دیگه این روزا میتونی با قاشق غذاتو بخوری البته کلی از غذا رو میریزی رو صندلیت ولی ایرادی نداره پسر نازم کم کم یاد می گیری که مثل یه آقای محترم غذا بخوری..... دیگه ادا کردن بعضی از کلماتو یاد گرفتی مثل مامان ، بابا ...... مثلا وقتی ازت میپرسیم ببعی چی میگه میگی بع بع .... وقتی ازت میپرسیم چند تا ماشین سوار شدی پنج تا انگشتتو نشون میدی میگی پنج تا ...... اسم دانیال و یاد گرفتی می گی دا دا ...... وقتی ...
نویسنده :
مامان
13:40
تولد یکسالگی دوست کوچولوی امیر حسین در تاریخ 18/7/92
امیر حسین ما در تاریخ 18 مهر 92 تولد آرتین کوچولو دعوت شده ، آرتین ٢ هفته از عشق کوچولوی ما کوچکتره . برای دیدن مابقی عکسها به ادامه مطلب توجه کنید. ...
نویسنده :
مامان
12:39
خورشید زندگیمون 1 ساله شد.
چه لطیف است حس آغاز دوباره، چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس..... وچه اندازه عجیب است، روز ابتدای بودن! وچه اندازه شیرین است امروز..... روز میلاد... روز تو روزی که تو آغاز شدی! تولدت مبارک امیر حسین نازم. برای دیدن بقیه عکسهای آتلیه به ادامه مراجعه نمایید. ممنون. ...
نویسنده :
مامان
9:58












